مرکز فرهنگی آموزشی حکیم به عنوان تنها مرکز تخصصی در حوزه سواد رسانه ای به صورت سازمان یافته در حال فعالیت می باشد که دوره های متعددی را در سطح دانشگاهها،مدارس و محلات برگزار می نماید.

در صورتی که یک سازمان و یا یک نهاد هستید می توانید با ارتباط با ما درخواست برگزاری کارگاه های سواد رسانه ای را نمایید.

در صورتی که به صورت فردی می خواهید در کارگاههای سواد رسانه ای که در فرهنگسراهای سطح شهر برگزار می شود شرکت کنید از طریق فرم ثبت نام در این دوره ها شرکت کنید.

تلفن های تماس با ما:

۰۲۶۳۴۵۳۱۱۰۶

۰۲۶۳۴۵۳۱۱۰۸

در ادامه به توضیحات کلی در مورد سواد رسانه می پردازیم:

تاریخچه پیدایش سواد رسانه‌ای، به سال ۱۹۶۵ باز می‌گردد. مارشال مک‌لوهان اولین بار در کتاب خود تحت عنوان “درک رسانه: گسترش ابعاد وجودی انسان”، این واژه را بکار برد و نوشت: زمانی که دهکدۀ جهانی تحقیق یابد، لازم است انسان‌ها به سواد جدیدی بنام سواد رسانه‌ای دست یابند. فرهنگ دیگر در چارچوب مرزهای جغرافیایی تعریف نمی شود. فرهنگ را هم مردم دنیا می سازند

 

“تئوری سواد رسانه‌ای شناختی” توسط جیمز پاتر (متولد ۱۹۵۸ در انگلستان) مطرح شده است.
دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ را باید دهه‌های پیوند و ارتباط این حوزه؛ یعنی حوزه سواد رسانه‌ای با تفکرات انتقادی دانست. در این سالها، دپارتمان‌های دانشگاهی تحلیل فیلم در سراسر ایالات متحده و انگلستان، کار خود را آغاز کرده و فیلم‌های روز را مورد تحلیل قرار دادند.
اینگونه از سواد، در کانادا به عنوان اولین کشور، به صورت رسمی از طرف نظام آموزش و پرورش پذیرفته و جزء برنامه‌های درسی مدارس گنجانده شد .

برای اولین بار در سال ۱۹۲۹ گروه آموزشی لندن از معلمان خواست تا مهارت های خاص تحلیل و ارزش‌گذاری فیلم را به دانش‌آموزان بیاموزانند که این مسئله پس از سال ۱۹۹۰ نیز در آمریکا به طور جدی مورد توجه قرار گرفت.
کانادا یکی از قویترین جنبش های سواد رسانه‌ای را در دنیا دارد و سازمان “شبکه آگاهی رسانه‌ای” به عنوان سازمانی برجسته در این کشور مستقر است.
انگلستان و استرالیا در زمره‏ی پیشگامان و سرامدان آموزش سواد رسانه ‏ای هستند.این رشد تا حدودی مدیون NGO ها یا انجمن ‏ها و مؤسسات سواد رسانه ‏ای و سازمان‏ هایی بوده است که از اعضای‏ آموزشگر تشکیل شده‏اند.همچنین،کانادا در مرحله‏ی بسیار پیشرفت ه‏ای از آموزش سواد رسانه‏ای است.برای مثال،در ایالت‏ اونتاریو از سال ۱۹۸۷ به این‏سو،گذراندن درس‏هایی در این رشته‏ در کلاس ‏های مقاطع تحصیلی گوناگون ضروری است.کشورهای‏ دیگر هم در این زمینه از قافله عقب نمانده و رشد خوبی داشته‏اند; از جمله زلاندنو،شیلی،هند،اسکاتلند،آفریقای جنوبی،ژاپن، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و اردن.جلب است،ایالات متحده که در این زمینه از دیگران دیرتر وارد گود شده بود،هم‏اکنون در زمره‏ی‏ کشورهایی است که سرمایه ‏گذاری هنگفتی در این رشته کرده است.
پیشگامان عرصه آموزش سواد رسانه ژاپن و کانادا می باشند که برای حفظ فرهنگ خود از کشورهای همسانه و جلوگیری از تحریف و تغییر در آنها اقدام به این کار کردند. در کشور کانادا از زمان کودکی در کتابهای درسی به آنها آموزش می دهند که این آموزش ها برای حفظ هویت ملی خود در برابر کشور همسایه آمریکا است.

 

در کشور ژاپن برای اینکه که فرهنگ و تمدن خود را از نفوذ بازدارد ابزارها و منابع زیادی را در اختیار مردم و نخبگان خود قرار داده است تا به هر صورتی در دو سطح اول به مردم خود نشان دهند که چطور می توان یک واقعیت رو وارونه نمایش داد که باور پذیر باشد و با گوشه ای از آن را به نفع خود تحریف کرد و با این آموزش ها قدرت استدلال و تجزیه و تحلیل مردمشان را ببرند و دوم اینکه فرهنگ خود را در قالب های مختلف رسانه ای فیلم و کارتون – صدا – بازی های رایانه ای و … هم به مردم خود و هم جهانیان نمایش دهند.

 

پروژه‏های سواد رسانه ‏ای در کشورهای گوناگون به لحاظی چند با هم تفاوت دارند; ازجمله تفاوت در بستر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی موجود در بین کشورهای جهان اول و سوم.بسیاری از کارگاه‏ها و برنامه‏های سواد رسانه ‏ای آمریکا حمایت گرانه و تدافعی‏ هستند.آن‏ها تلاش دارند، مصرف ‏کننده را در برابر پیام‏ها و تصویرهای اغواگران و برنامه‏ های تفریحی، خبری و تبلیغی رسانه ‏ها واکسینه کنند.در استرالیا بر جنبه‏ های زیبایی شناسانه و معنی ‏شناسی‏ تأکید دارند. در بریتانیا و کشورهای آمریکای لاتین با زیر ذره‏بین‏ بردن صنعت رسانه ‏ای، سلطه ‏ی کشورها و دولت را برای نیل به‏ تواناسازی مصرف‏ کنندگان رسانه، برجسته می‏ سازند…

 

اهمیت آموزش رسانه‏ای موجب تأسیس بنیادهای معظمی مانند «بنیاد برتلزمن»شد تا برای پروژه‏ های چندین میلیون ‏دلاری در آلمان‏ و آمریکا پذیره ‏نویسی کنند.این بنیاد کار آموزش سواد رسانه ‏ای در هریک از دو کشور آلمان و آمریکا را پیوسته بررسی و ارزیابی می‏کند. بنیاد علاقه‏ مند است،سطح کنجکاوی روشنفکرانه و هشیاری‏ شخصی دانشجویان را در ارتباط با رسانه‏ ها ارتقا دهد.به همین‏ ترتیب، امروزه در بسیاری از کشورهای جهان حتی مکان ‏ها و فروشگاه ‏هایی برای عرضه و فروش محصولات کمک ‏آموزشی برای‏ آموزش سواد رسانه ‏ای ایجاد شده است. از جمله، مرکز معتبری با نام«مرکز سواد رسانه‏ ای لس‏ آنجلس»در لس ‏آنجلس برپاست که‏ چنین خدماتی را ارائه می‏دهد.مؤسسات و سازمان‏هایی هم به دنبال‏ برگزاری کنفرانس ‏های سالیانه هستند تا به رونق آموزش سواد رسانه ‏ای‏ کمک کنند;مانند کنفرانس ملی سواد رسانه ‏ای لس‏آنجلس‏۱در اکتبر ۱۹۹۶ و کنفرانس رهبری ملی درباره‏ی سواد رسانه ‏ای موسسه آسپن‏۲ در ۱۹۹۳.همچنین، ائتلاف ماساچوست برای سواد رسانه‏ای‏۳در سال ۱۹۹۵ پاگرفت و شورای ملی رسانه راه دور مدیسون، وینسکانسن و پروژه سواد رسانه‏ای نیومکزیکو،امروزه در آمریکا به‏ شدت فعال هستند.

ایران با وجود اینکه قدمت سواد رسانه ای در جهان به بیش از سه دهه می رسد اما زمان اندکی از ورود آن به ایران می گذرد. به همین خاطر، در کشور ما مبحث فوق العاده جوانی محسوب می شود که عمر آن تنها به ‌۳ الی ‌۴ سال می‌رسد.

سواد رسانه‌ ای چیست؟

سواد رسانه ای (Media Literacy) مجموعه‌ای از مهارت‌های قابل یادگیری است که به توانایی دسترسی، تجزیه و تحلیل و ایجاد انواع پیام‌های رسانه‌ای اشاره دارد و یک مهارت ضروری در دنیای امروزی به شمار می‌رود. برای حرکت در محیط رسانه‌ای پیچیده امروز باید قادر به درک بهتر پیام‌های رسانه‌ای باشیم.

افراد، با سواد رسانه ای قادر به کشف پیام‌های پیچیده‌ی موجود در محتوای تلویزیون، رادیو، روزنامه‌ها، مجلات، کتاب‌ها، بیلبوردهای تبلیغاتی، اینترنت و سایر رسانه‌های مستقل خواهند شد. آن‌ها هم‌چنین می‌توانند رسانه‌های خود را ایجاد کرده و در شکل‌گیری فرهنگ رسانه‌ای مشارکت فعالانه داشته باشند، این امر سبب می‌شود مردم از حالت مصرفی خارج شده، از رسانه‌ها به صورت هوشمندانه‌ای بهره‌مند شوند.

سواد رسانه ای می‌تواند به افراد جامعه کمک کند تا:

۱. چگونگی ایجاد پیام‌های رسانه‌ای را درک کنند.
۲. آنچه که رسانه‌ها می‌خواهند ما را به باور آن برسانند را تشخیص بدهند.
۳. تعصبات، اطلاعات غلط و دروغ‌های رسانه‌ای را تشخیص بدهند.
۴. قسمتی از داستان که کتمان می‌شود را کشف کنند.
۵. پیام‌های رسانه‌ای را براساس تجربیات خود، باورها و ارزش‌هایشان ارزیابی کنند.
۶. پیام‌های رسانه‌ای خود را طراحی، ایجاد و توزیع کنند.

در جامعه آموزش سواد رسانه‌ ای به رشد تفکر انتقادی و مشارکت فعال در فرهنگ رسانه‌ای کمک می‌کند. هدف آن، دادن آزادی بیشتر به افراد به وسیله‌ی قدرت دادن به آن‌ها برای دسترسی، تجزیه و تحلیل، ارزیابی و ایجاد رسانه است. همچنین محققان به این نتیجه دست یافته‌اند که آموزش سواد رسانه‌ ای یک ابزار برای مقابله با الکل، تنباکو و سایر مواد مخدر، همچنین اختلالات تغذیه‌ای، قلدری، خشونت، نژاد پرستی و تبعیض است. به طور کلی سواد رسانه‌ ای یکی از مهارت های مهم زندگی کردن است.
در زندگی عمومی سواد رسانه‌ ای به درک چگونگی ایجاد فرهنگ توسط رسانه‌ها و انحصار رسانه‌ای کمک می‌کند.

تعداد انگشت‌شماری از شرکت‌ها هستند که بسیاری از رسانه‌ها را کنترل می‌کنند، سواد رسانه‌ ای افراد را برای تغییر سیستم‌های رسانه‌ای تشویق می‌کند.

مفاهیم سواد رسانه‌ ای
مفاهیم سواد رسانه‌ ای به سه سطح عمومی، متوسط و پیشرفته تقسیم می‌شوند. مفاهیم عمومی به اینکه چگونه رسانه‌ها ما را تحت تاثیر قرار می‌دهند تمرکز می‌کند. مفاهیم متوسط به چگونگی ایجاد معنا از مفاهیم رسانه‌ای می‌پردازد و مفاهیم پیشرفته تعامل رسانه‌ها و جامعه و نقش سواد رسانه‌ ای در ایجاد تغییرات را بررسی می‌کند.

مفاهیم عمومی

فرهنگ و جامعه‌ی ما- حتی درک ما از واقعیت- از طریق اطلاعات و تصاویری که از طریق رسانه‌ها دریافت می‌کنیم شکل می‌گیرد. چند نسل پیش خانواده و دوستان قصه‌گویان فرهنگی ما بودند اما امروز تلویزیون، فیلم‌ها، موسیقی، بازی‌ها و اینترنت قوی‌ترین قصه‌گویان هستند. پیام‌های رسانه‌ای افکار، نگرش‌ها و اقدامات ما را تحت تاثیر قرار می‌دهند. ما دوست نداریم به این موضوع اعتراف کنیم اما همه‌ی ما تحت تاثیر تبلیغات، اخبار، موسیقی و سایر اشکال رسانه‌ای قرار می‌گیریم، به همین دلیل رسانه‌ها یک نیروی فرهنگی قدرتمند در جامعه هستند.
رسانه‌ها یک دنیای فانتزی می‌سازند. درحالی که این دنیا می‌تواند سرگرم‌کننده و لذت‌بخش باشد ممکن است الهام‌بخش کارهای غیرعاقلانه، ضداجتماعی ویا حتی خطرناک باشد. به عنوان مثال تبلیغات دنیایی تخیلی می‌سازند که در آن همه‌ی مشکلات با خرید یک محصول حل شده است. سواد رسانه‌ ای کمک خواهد کرد تا مردم دنیای فانتزی و خیالی سازنده را بشناسند و آن را با واقعیت ادغام کنند.
سازندگان رسانه برای انتقال پیام‌های خاص تلاش می‌کنند، مردم این پیام‌ها را دریافت و براساس اعتقادات، ارزش‌ها و تجارب خود به صورتی متفاوت تعبیر ‌می‌کنند. این بدین معنی است که مردم می‌توانند از یک رسانه تعابیر متفاوتی ایجاد کنند و همه‌ی این معانی و تفاسیر معتبر و قابل احترام هستند.

 

مفاهیم میانی

پردازش مغز انسان از تصاویر و کلمات متفاوت است. تصاویر در قسمتی از مغز که احساسات و غرایز قوی هستند؛ اما نوشته‌ها و زبان محاوره در بخشی از مغز به نام نئوکورتکس که علت‌ها در آن پنهان شده است پردازش می‌شوند. به همین دلیل است که آگهی‌های بازرگانی قوی‌تر از تبلیغات چاپی هستند.
رسانه‌های مبتنی بر زمان متفاوت از رسانه‌های بدون حرکت هستند. تاثیرگذاری عظیم فیلم‌ها، بازی‌ها، موسیقی و غیره در بخش ناخودآگاه مغز صورت می‌گیرد و احساسات تحلیلی و مغز را دور می‌زنند؛ اما هنگام خواندن متن یک روزنامه یا مجله فرصت متوقف کردن و یکپارچه‌سازی اطلاعات عقلانی وجود دارد. رسانه‌ها زمانی که قلب و ذهن ما را درگیر می‌کنند و احساسات ما را هدف می‌ گیرند، قوی‌ترین تاثیر را دارند.
پیام‌های رسانه‌ای را با استفاده از تکنیک‌های مختلف(مانند زاویه‌ی دوربین، جلوه‌های ویژه، ترفندهای نورپردازی، موسیقی و غیره) می‌توان دستکاری کرد و تاثیر عاطفی آن را افزایش داد. اثرات رسانه‌ها بسیار پیچیده هستند. پیام‌های رسانه‌ای به طور مستقیم روی افراد تاثیر می‌گذارند، اما آن‌ها به طور غیرمستقیم روی خانواده، دوستان و جامعه‌ی ما نیز تاثیر می‌گذارند. بنابراین برخی اثرات رسانه‌ها غیرمستقیم هستند، ما باید بتوانیم اثرات مستقیم و غیرمستقیم و اثرات واقعی آن‌ها را درک کنیم.

تولید محتوا

مفاهیم پیچیده

سیستم‌های رسانه‌ای ما نشان‌دهنده‌ی پویایی قدرت در جامعه ما هستند. مردم پولدار، نفوذپذیر و قدرتمند به راحتی می‌توانند محتوای عظیم و پیام‌های رسانه‌ای بسیاری را ایجاد و توزیع کنند، بیشتر رسانه‌ها با منافع تجاری کنترل می‌شوند.‌ ما اغلب در انتخاب چیزهایی که ببینیم، بشنویم و یا بخوانیم در مقایسه با سازندگان رسانه‌ها نقش زیادی نداریم، بنابراین همواره باید مراقب باشیم و با دید هوشمندانه به مسائل نگاه کنیم. آیا آن‌ها واقعا نگران شما هستند؟ آیا آن‌ها در ایجاد فرهنگ مناسب برای جامعه تلاش می‌کنند، یا صرفا به دنبال منافع شخصی خود هستند؟

زمانی که قدرت در اختیار چند رسانه‌ی بزرگ باشد، آن‌ها روند تولید محتوا را کنترل می‌کنند و به دیدگاه‌هایی که به نفع خودشان باشد امتیاز ویژه‌ای خواهند داد و دیدگاه‌های مخالف را به حاشیه می‌رانند و یا حتی سانسور می‌کنند. ما می‌توانیم سیستم‌های رسانه‌ای‌مان را تغییر بدهیم و نشان دهیم که افزایش ارزش‌های انسانی مهم‌تر از ارزش‌های تجاری است.

به طور خلاصه، بدون این توانایی اساسی افراد ارزش انسانی و یا شهروندی در یک جامعه‌ی دموکراتیک را ندارند. افراد جامعه باید بر سواد رسانه‌ ای درست به اندازه‌ی سواد خواندن، سواد ریاضی و سواد فناوری تسلط داشته باشند تا بدانند چگونه از وقت خود برای استفاده از رسانه‌های مختلف بهره‌مند شوند.

این متن از پروژه‌ی سواد رسانه‌ ای برگرفته شده است.

برای مطالعه بیشتر می توانید به مقاله‌ی سواد رسانه‌ ای چیست؟ نوشته‌ی دکتر یونس شکرخواه و مقاله‌ای از Wired در بررسی تاثیرگذاری بر ذهن در فیلم قوی سیاه نگاهی بیاندازید.